دیروز

اثر آگوتا کریستف 

اول میخواستم یه توضیح در مورد کتاب های آگوتا کریستف بدم،کتاب ها به شکلی هستن که محال با خوندن اولین برگ ازش ازکتاب هاش دست بردارید، بنابراین خطر برق گرفتگی دارید !! احتمال اینکه کل روز کتاباش دستتون باشه است:))پس خواهشا در اوقات فراغت بازش کنین نه وقتی امتحان دارید!

پیشنهاد دوستانه:قبل از خوندن  این کتاب (سه گانه دوقلوهارو حتما بخونید چون شاهکاره این نویسنده در این 3 گانه به بهترین شکل میدرخشه *)

وآخرین پیشنهادم این که اگه روحیه لطیف و حساسی دارید به قول خودمون یه کم هنرمندانه  این کتابارو نخونید چون به شکلی کاملا هوشمندانه از طرف نویسنده تلخی  موضوعات آثارش رو انتهای زبونتون به بدترین شکل  احساس میکنید :)

 و اما ..

موضوع کتاب دیروز:در مورد پسری نوشته شده که مادرش فاحشه بوده و  تو کل دوران کودکیش معمولا مردای کشاورز  زیادی رو  برای احوال پرسی با مادرش  دراطراف خونشون میدیده  وقتی به سن نوجونی میرسه طی یک حادثه  که پیش میاد دست به مهاجرت به خارج ازکشور میزنه وهمین موضوعات بعدی  رو براش رقم میزنه

با اینکه  ازهوشی خوبی برخورداره ولی یه کارگر ساده تو یه کارخانه با حقوق بخور ونمیر با افسردگی شدید میشه و توهم زنی فرضی رو از دوران کودکیش  با خودش حمل میکنه  تا اینکه.....

وآخر داستانم خیلی  واقعی تموم میشه ،وخلاصه  مزه واقعی بودن وحس اینکه ممکن قصه بعضی ها به این شکل باشه رو میتونید احساس کنید