فروید رو اساسا پدر علم روان شناسی میدونن .واینکه یک رشد گرا بود و نظریه های زیادی هم در این مورد داشته .فروید اوایل کار خودش با تحقیق بر روی خواص دارویی کوکاعیین شروع کرد 




 اما اگر بخوایم بگیم فروی از کجا تونست به این شهرتی که هم اکنون در روان شناسی داره کسب پیدا کنه .میتونیم از بیمارستان شارکو در پاریس صحبت کنیم که برای اولین بار با بیماری هیستری اشنا شد

بیماری هیستری: بیماری هیستری در واقع گویای شکایت بدنی و فقدان حافظه است که هیچ دلیل فیزیولوژیکی براش وجود نداره .

شاید از خودتون بپرسید علت اصلی این بیماری به کجا برمیگرده؟

فروید به همرا ه  همکارش ژوزف بروعر که متخصص در هیپنوتیزم بود .اعتقاد داشتند شخص هیجانات وتمایلات خودش رو به نا خوداگاه خود میفرسته و یه جورایی واپس میزنشون .وخب این هیجانات وتمایلات بلوکه شده بالاخره یه جا انرژری خودشون رو ازاد میکنن وبه صورت درد در بدن بیمار بروز میکنند  

حالا درمان بیماران هیستری به چه شکل بود؟

فروید با استفاده از روش هیپنوتیزم که بروعر به کار میبرد دراوایل کار خود   سعی  میکرد این تمایلات وهیجانات بیماران خودش رو از نا خود اگاه به سمت خود اگاه سوق بده . وهوشیار شون کنه  ولی خب بعدا فهمید که هیپنوتیزم روش زیا د جالب و مطلوبی برای این کار نیس  واز روش هیی مثل تداعی ازاد استفاده کرد و فهمید  با اینکه میشه به احساسات مخفی فرد دست پیدا کرد ولی فرد مقاومت خاص وویژه ای در مورد افکار دفن شده خودش که در موردشون احساس شرم میکنه از خودش بروز میده واین حالت رو واز هم گسیختگی رو مقامت نامید 

مثالی که در مورد بیماری هیستریک میشه زد .در مورد زنی به اسم الیزابت بود که هروقت با شوهر خواهرش قدم میزد در پاش احساس درد میکرد . فروید از راه  تداعی ازاد فهمید این زنه به شوهر خواهرش علاقه مند بوده ووقتی خواهرش  فوت میکنه . با خودش میگه حالا که خواهرم فوت کرده من الان ازادم که با شوهر خواهرم  زندگی کنم و این تمایلات و هیجان ها که براش عذاب اور بوده به صورت درد بدنی خودشو بروز میداده