شاید اگه در یک کلام بخوام این فیلم رو توضیح بدهم {زیر رقص شلاق خواستن رو تصویر کن }

این فیلم حیرت انگیز بود . فیلمی در مورد ارزو داشتن. فیلمی در مورد تحقق یک رویا ولی به دور از خیال پردازی های هالیودی . فیلمی در مورد سختی های یک خواستن واقعی و تحمل تمام سختی ها با عشقی که به اون کار دارید .فیلمی درمورد فدا کردن خواسته های دیگه برای تحقق یک رویا. بها دادن به یه کار در قبال امید به گرفتن یک پاداش. که شاید شما همش دنبال این هستید که بالاخره تو کدوم قسمت این پاداش نهاییی پوشیده شده وگاهی با  بغض شخصیت اصلی  در داستان شما شروع به اشک ریختن میکنید

 بریم سراغ فیلم :

فیلم در مورد جوانی 19 ساله  به اسم دیمن است. که  نوازنده درام است . وخیلی کم رو وخجالتی واین رومیشه تو رابطش با دوست دخترش(نیکول) مشاهده کرد . مادرش تو کودکی ترکشون کرده و پدر ش یه رمانویس شکست خورده تو این کسب وکار است .من تو این فیلم احساس کردم که از این که یکی مثل پدرش بشه میترسه . به هرحال از شرح حال دیمن که بگذریم اون نوازنده ذوم تو گروه مدرسه موسیقی.است که خب توسط فلچر .استاد سخت گیری که گویا همه ارزو بودن تو تیمش رو  دارن انتخاب میشه.واز اینجا شروع میشه داستان .فلچر یه شخصیت عصبانی و به شدت پرخاشگر داره وحتی از انداختن طبل های درام به سمت  دیمن هیچ هراسی نداره . مرد میان سالی با هیکل عضلانی که دست به هرکاری میزنه حتی تخریب شخصیت که بیش ترین بازده رو از کار اموزهاش بگیره.وفکر میکنم نظام مغزی این استاد به این ترتیب شکل گرفته که انسان در حداکثر فشار وسختی  شکوفا میشه وخب هیچ وقت به این قسمت توجه نمی کنه که ممکنه با وارد کردن این حجم از فشار اسیب های جدی به اشخاص وارد کنه وشایدم اصلا براش مهم نباشه  اون فقط دنبال یه ستاره میگرده ویا پیدا میکنه ویا اونقدر شدید زمینشون میزنه که دیگه محال ازجاشون دوباره بتونن پابشن. در واقع این فیلم یه پیام رو تا لحظه اخر به شما القا میکنه یا هم چون ستاره بدرخش یا بکش کنار .حد وسط معنا نداره. البته این پیام فیلچر بود تو این فیلم که به دانشجوهاش میداد.صحنه هایی از فیلم شمارو  سر جاتون میخ کوب میکنه .از تا درحدد جنون تمرین کردن دیمن گرفته تا جایی که خون از دستاش جاری میشه و روی طبل ها ی درام میچکه واین مفهوم رو به زیبایی تواین قسمت میشه مشاده کرد (نابرده رنج گنج میسر نمی شود) یا تکه دیگه ای از داستان که چوب های درام رو تو ماشین جا میزاره و فلچر فقط 5 دقیقه بهش وقت میده که چوب هارو از توماشین بیاره وتو اجرا حضور داشته باشه وگرنه جاشو از دست میده و تصادفی که تو این راه میکنه وبا صورت خونی ودست اسیب دیده میاد سر اجرا .نقطه ای که شما حتی فکرش هم نمی کنید که بره سر اون اجرا  ودر اون زمان که دارید تحسینش میکنید یک باره شکه میشید .میره ولی چون دستش اسیب دیده چوب درام ازدستش پایین میوفته و فلچر اخراجش میکنه!!تو این سکانس به احتمال بالا بغض دیمن اشک رو به چشم شما میاره .  وبعد با خودتون میگید با تموم این جون کندن ها شکست خورد !واین حقش نبود!

واما تیکه اخر فیلم فوق العاده بود. در صحنه اخر دیمن حضور پیدا میکنه  برای بزرگ ترین و در واقع اخرین شانس زندگیش  برای مطرح شدن در این حرفه . ودر موقعیت شکست دوباره ای  قرار میگیره ولی این بار انتخاب میکنه مغلوب نباشه . این بار تو چشماش هیچ ترسی از فیلچر نمی بینید . این بار چون هیچی واقعا برای ازدست دادن نداره فکر میکنم با تمام قدرت میزنه فقط برای خودش. برای تمام رنج هایی که تو کل این مسیر کشیده وفکر میکنم تنها برای قانع کردن خودش میزنه ودر اخرین اجرا تمپو بالاخره به 215 میرسه و اون حس پیدا کردن ستاره رو تو چشمای فیلچر میشه حس کرد . انگار چشماش دارن میخندن و دوربین لبخندش رو نشون نمیده ولی اون خطی که از خنده اطراف چشماش ایجاد شده واون حس رضایت که بالاخره  چیزی که منتظرش بود خودشو نشون داد تو سکانس اخر فیلم میشه دید


به دور از فیلم خودم یاد یه سری از خاطرات افتادم. مثلا تو یه دوره میخواستم برم سر کلاس عربی . وخب اون دبیر عربی به شدت سخت گیر بود وحتی تخته پاک کن رو گاهی پرتاپ میکرد  به سمت ماو من به شخصه به عنوان یک دانش اموز میترسیدم سوالی ازش بپرسم. ومثل این فیلم که القاب خیلی بدی رو به کار میبرد. متاسفانه اونم به اون شکل بود البته خفیف تر . من دو جلسه بیشتر دوم نیاوردم چون عملا استرسی که بهم وارد میشد خیلی بیشتر از ارزشی بود که برای بودن سرکلاس و یاد گرفتن داشتم متحمل میشدم.

خیلیا تو کلاس همین دبیر عربی .درصد 100 رو به دست اوردن

یه عده گفتن درنهایت بیش ترین اهمیت رو به دانش اموز میداد . به همین علت هم حرص میخورد

وخیلیا ها با دیدن این فرد ازعربی زده شدن

ویه عده هم مثل من فرار کردن

نتیجه خاصی نمی تونم بگیرم .جز اینکه روش هجوم اورنده ای که برای عده خاصی از افراد اثر میکنه وبه قول معروف:چیزی که نکشت به احتمال بالا قوی ترت  میکنه! وگاهی درخشنده ترت میکنه هم چون الماس

کل پیام این فیلم همین بود:نابرده رنج دوستان گنج میسر نمیشود وچیزی به اسم استعداد مادر زادی وجود نداره

این خاطره هم خیلی دوست دارم : تو ازمون رانندگی عملیش رد شدم بار اول چنان خورد تو ذوقم چون 50تا پارک حداقل تمرین کرده بودم . بار دوم تو کل هفته  روزی حداقل 20تا پارک دوبل کردم تقریبا 140 تا و بازم رد شدم این بار یه فصل نشستم اخرشب برای خودم گریه کردم به پوست دستم نگاه میکردم.چون تابستونم بود زمانی که  رفتم گواهینامه بگیرم تمام  پوست دستم سوخته بود واین سوال تو ذهنم به وجود اومد پس چقدر تمرین کنم . چرا نتیجه نمیده.  بار سوم بازم نا امید نشدم .ومثل قبل تمرین کردم  تمام اون هفته مشغول پارک کردن بودم.شیرین ترین قبول شدنی بود که توعمرم تجربه کردم لذتی که از به دست اوردنش نصیبم شد  حاضرم قسم بخورم  خیلی بیشتر بود از کسایی که با اولین بار به دستش اوردن. وشاید خود همین  برای من  یه پاداش بود

با اولین شکست عقب نکشید . تواین فیلمم این پیام رو میشه دید