موضوع کتاب در مورد پسری به  اسم ژرمی که  در روز تولدش به خاطر  گرفتن جواب منفی  از دخترمورد علاقش که از بچگی عاشقش بوده دست به خودکشی میزنه و بعد از این واقعه هربار در روز تولدش به هوش میاد ومیبینه چند سال از عمرش گذشته ولی نکته ای که جالب اینه که فقط یک روز از سال متعلق به ژرمی ای است  که در 20 سالگیش خودکشی کرده واون همون روز تولدشه  ومابقی سال متعلق  به  شخصیتی که در بدن ژرمی ظهور کرده وبا خود اصلیش فرق داره وخودخواه وتخریب گره ..

به طوری که اولین بار وقتی بعد از خودکشی بیدار میشه دختر مورد علاقش رو میبینه که باهاش حالا ازدواج کرده وچند دفعه بعد که بیدار میشه  صاحب بچه شدن ولی به مرور در هربار هوشیار شدنس متوجه میشه اون روی دیگر ژرمی که هیچ تسلطی برش نداره  زندگی رو به کام خانوادش وبچه هاش تلخ کرده وحتی به زن مورد علاقش خیانت، در نتیجه  به این فکر میفته  دست به کارهایی بزنه که خانوادش از روی دیگر ش درامان باشن  حتی به قیمت تباهی خودش ....

اما درنهایت به قسمتی از زندگی میرسه که ژرمی 20 ساله ظرف 9 روز بعد ازخودکشیش،در آخرین هوشیاریش در جسم پیرمردی 70 ساله قرار گرفته که عشق زندگیش رو با دستای خودش پرپر کرده وبچه هاش هم در تمام این سال ها ازش کینه به دل گرفتن  ومهم تر ازاین زندگیش که پوچ گذشته،وهمه این ها باعث میشه احساس حسرت  بابت کاری که انجام داده کنه، 

خب فکر کنم  این جور داستانا آخرش کاملا مشخص دوستان:) 

آیا خدا اون رو میبخشه و یه زندگی دوباره بهش عطا میکنه؟

وخب چون نویسنده میخواسته این قضایا رو نوعی عذاب الهی وگستاخی دربرابر حق بیان کنه که حالا چوبش رو باید بخوری ؛پایانشم لو داده ،همه خداباورها  معمولا اعتقاد به بخشش خداوند دارن*

آیا این کتاب میتونه برای کسی که میخواد با شکست عشقی دست به خودکشی بزنه مناسب باشه؟:*)

به نظرم ،اگه پایه های دینی داشته باشه شاید بعد از خوندن این کتاب منصرف بشه 

؛*) پس اگه کیس شما به کتاب خوندن علاقه داره میتونید این کتاب رو قبل از اینکه کاری کنه ،دستش بدید  شاید یه فرجی حاصل شد :))

موضوع کتاب منو یاده چه فیلم یا کتاب مشابه دیگه میندازه؟

این کتاب رو که خوندم یاده یه فیلم به اسم کیلیک افتادم ،که هنرپیشه اصلی کنترلی داشت که باهاش زمانو جلو میزد ولی کنترل به نحوی خراب شد که تمام صحنه های با خانوادش بودن رو از دست داد ودیگه کاری برامتوفق کردن این دستگاه نمیتونس انجام بده

علاه براون یاده اثر میچ آلبوم برای یک روز بیشترم افتادم ،که شخصیت اصلی وقتی توعالم رویا با مادرش هم سفر شد فهمید برای  موفقیتش چه کارهایی کرده و اون فقط خرابش کرده بود وجا دیگه برای جبران نبود

آیا ارزش خوندن داره؟

نمی گم عالیه ولی رنجش متوسط؛خستتون نمی کنه ،نویسنده جون کنده که تمام اندوه وحسرت یه  فردی که خودکشی میکنه رو یه جوری ابراز کنه ولی با تکرار کردن اینکه ژرمی واقعا از کاری که کرده بود پشیمون بود تو هر قسمت از کتاب  بیشتر منو از اندوه ژرمی خسته کرد:))

آخرش دلم میخواست زود تموم بشه ؛شاید به این علت که پایان داستان لو رفته ،خدا میبخشش یا نه ؟

چرا دیگه کشش میدین:))

یه چیز دیگه هم که برام جالب بود من اگه جای ژرمی بودم خودمو از صخره ای جایی پرت میکردم ببینم از کجا دوباره زندگیم شروع میشه، چون بعضی جاها به سلامت عقلیش شک میکرد 

یه نکته دیگه هم که میخواستم بگم این بود ؛من بیشتر تمایل داشتم کتاب فاز خیالی نداشته باشه مثلا وقتی اون قرصا رو خورد و خودکشی کرد ،ویه صداهایی میشنید از کسی که براش مزامیر میخونه  کاش کتاب این جور توجیح میکرد از آسیبی که به مغزش وارد شده اسکیزو فرنی  گرفته اون موقع شاید کسی که این کتابو میخوند دنبال یه راه قطعی تری برای خودکشی میگشت؛)))

در کل  کتاب بدی نبود ،میتونس توصیفات بهتری داشته باشه بعضی جاها که یهو به شیوه دانای کل بیان میشد به مذاق من خوش نیومد که  کاش فقط از زبان شخصیت ها بود؛ رو فضا سازی محیطم کم کار کرده بود ، موضوع این جور داستان هاتکراریه وبهتربود حرفی از مزامیر یا خاخام دیگه   نمی یاورد که احتمال دیوانه بودن ژرمی هم باقی بمونه  .


و به نظرم اسم کتاب رو باید میزاشت ای کاش میمردم  همون دفعه اول که این همه عذاب نمی کشیدم:)))