۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

مادر قلب اتمی

برخلاف اسمش که در ظاهر زیبا جلوه میکنه .فیلم بدون محتوایی بود .به قدری پرش به قسمت های دیگه ناگهانی و زمینه اش از پیش ساخته نشده بود که شما با خودتون  هر از گاهی میپرسید ید الان دقیقا چی شد؟

اول فیلمم که داستان 3جون در ماشین بود{ترانه علیدوستی و دوتا دوست دیگش}که با یه ماشین  دیگه تصادف میکنن و چون اون شب یارانه میدادن  برای  پرداخت جریمه نمی تونن به عابر بانک  مراجعه کنند. تا اینکه سروکله گلزار پیدا میشه و جریمشون رو میده  ودر عوض میخواد که  به محلی که قرار داره ببرنش . حالا قراره گلزار باکیه؟ با صدام حسین  .شرط میبندم تو خوابتون هم همچین فیلم تخیلی نمی تونید ببینید .مسخره ترین تیکه فیلم زمانی که وقتی  از دست گلزار فرار میکنن این 2تا دختر به جای اینکه خونشون برن میرن کیلیسا و شروع به نواختن پیانو نصف شب میکنن و یهو شما گلزار رو پشت سرشون میبینید .که از راه تله پاتی ردشون رو گرفته

آخرشم که باز نمی دونم نویسنده این فیلم نامه رو از کجا در آورده  گلزار بهشون میگه از یه در تو بزرگ راه وارد این دنیا شده که کلا 5تا در برای ارتباط دو تا دنیا هست

یکی در خیس ترین جای دنیا 

اونیکی در لیز ترین جای دنیا  و بهترین وبدترین جای دنیا . وماموربتش بردن صدام حسین  و یکی از این دختراس  {ذوست ترانه عیدوستی}که تواون دنیا پست مهمی داره  اما مرده و تو این دنیا هم ام اس داره. آخرشم  باز مسخره تموم میشه چون وقت  ندارن  مچبورن از رو دیوار بپرن پایین و وارد بشن به دنیای ذیگه  و سر این قضیه سنگ و کاغذ قیچی میکنن وهمین جور فیلمو ناتموم رها میشه بدون اینکه بفهمیم آخرش  چی شد

یا اینکه چه جور دوتاآدم بالغ چرت وپرت ها ی یه دیونه رو باور میکنن و حاضر میشن از یه ساختمون چند طبقه همین جور الکی بپرن؟ 

یه نظرم زحمت حتی یه بار خوندن فیلم نامه رو به خودشون ندادن. تویه قسمت فیلم گلزار میگه فقط کسی که تو یه طرف زندس  میتونه بره.  تو آخر فیلم هر 3 تا شون میخوان بپرن . تو قسمت دیگه صدای ادلف هتلر رو میشنویم  از ضبط ماشین خیلی بی ربط که ادعا میکنه سخنرانی خودشه. حدودا چندین و چند دفعه شخصیت های داستان در مورد توالت رفتن وعدم کنترل خودشون حرف میزنن.(واقعا نیاز به این همه تاکید نبود !!) به جز بعضی گفت وگو هایی که با کنایه  از حال  جامعه  در فیلم به کار رفته بود . هیچ نکته ای که بخواید برای دیدنش پول ووقتتون رو بزارید نداشت . من این فیلم رو اصلا پیشنهاد نمیکنم  چون به نظر من هیچ انسجام موضوعی نداشت وخیلی نا امید کننده بود .وخب بعضی هنر پیشه ها با بازی کردن تو این جور فیلما خودشون رو خراب میکنن. مثلا ترانه علیدوستی  یه بازی خوب تو نقش شهر زاد داشت  وخب اینجا قابل قیاس نبود !

یه سری از جمله های بانمک فیلم 

-پدر تو چیکارس اونوقت؟

+مافیای چوب بستنی

-مگه چوب بستنی هم مافیا داره 

+الان نون بربری هم مافیا داره چه برسه به چوب بستنی

------------------------------------------------------------------------------

-جواب سوال من رو بده

+چیه دنبال جواب کیلیدی میگردی؟

- عه .خوبه پس توهم بلدی  طرز استفاده از کیلید رو

-------------------------------------------------------------------------------

*اینا چرا این جوری میکنن؟{چرخ چرخ ماشین ها تو خیابون منظورشه}

-مرد ایرانی  هم تفریح نداره .نمی دونه خودش رو چه جور نشون بده . دیگه مجبور شده این ماشین رو بالا پایین کنه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

البته من کاملا متن رو یادم نبود وممکنه بعضی جاها عین جملاتشون نباشه ولی منظورشون همین بود .به جز  یه سری مکالمه ها که بینشون رد و بدل شد فیلم واقعا هیچ مفهوم خاصی نداشت  و تا حدودی توهین به شعور مخاطب بود 




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..

جان ویک 2

من معمولا دلم میخواد درباره فیلم هایی صحبت کنم که یه سری نکات خوب وآموزشی هم میشه توش پیدا کرد . ولی این فیلمی که امشب میخوام معرفی کنم خب این قضیه توش  دیده نمیشه و برای بچه ها زیاد جالب نیس . اما در کل اکشن و پیشنهادش میکنم به کسایی که از این ژانر خوششون میاد

بریم  سرفیلم

مجموعه جان ویک  کلا  دو قسمتش تا الان ساخته شده و واقعا فیلم مهیجی هست .در مورد قاتلی  به اسم جان ویک هست که در سری اول .جان ویک که بعد فوت همسرش خودش رو بازنشسته کرده طی صدمه ای که به سگش تنها یادگارر همسرش میزنن اسلحه دستش میگیره ...

این فیلم خیلی قاتلا رو باکلاس نشون داده . انجمن و قوانینی که دارن هم خیلی جالبه مثلا هتلی که مخصوص قاتلاس هیچ کس حق نداره کسی رو تو این منطقه بکشه واگه این کار رو کنه خود انجمن حکم مرگش رو صادر کرده 

و دومین قانونی که یه قاتل هرگز نباید زیر پا بزاره اینه که وقتی برای کمک گرفتن از یه قاتل دیگه بهش نشون میده از اون پس دینی داره که اگه نخواد بپردازش دوباره انجمن برای سرش جایزه تعیین میکنه 

جان ویک که توقسمت اول برای کشتن بقیه به یه نفر نشون داد . به زور اون شخص  مجبور میشه که دوباره وبه زور اسلحه دست بگیره واول دینش رو ادا کنه وبعد ترتیب خود طرف رو بده....

من که خودم از دیدن این فیلم  لذت بردم واکش بود پر از لحظات هیجان انگیز وگاهی خشونت آمیز ولی درکل به نظرم ارزش دیدن داره

بعد شخصیت این قاتل یه مقدار اسطوره ای هم هست . طوری که اول فیلم در مورد این صحبت میشه که بایه مداد چند نفر رو به کشتن میده.توعکس های پایینم مشخص:)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
katayoon ..

نهنگ عنبر2

تو ژانر کمدی خوب بود،ولی توقع بیشتری داشتم ،نسبت به قسمت 1 از دید من ضعیف تر بود
موضوعش که دوباره حول محور مهنازافشار و عطاران بود،با این تفاوت که حالا داشتن ازدواج میکردن و تو راه جاده  ،خاطرات دوران جونیشون  به یادشون میومد ،که باز فضای  فیلم دوباره برمیگشت به همون دوران جنگ ،موسیقی مایکل جکسون،عشق ارژنگ وسر به هوایی  رویا داستان:-(
زیاد برای من موضوعش جذابیت نداشت .تکراری بود، در واقع ایده همون ایده قبلی سری اول بود
آخرین تیکه فیلم هم دوباره به این نکته اشاره میکنه که  باید بیخیال کسی شد که با یه نگاه  ازدستت میپره :)))
بازی ویشکا آسایشم به نظرم خیلی خوب بود،من کلا از زمانی که فیلم ورود آقایان ممنوع رو دیدم ،فهمیدم تو این جور نقش ها خوب میتونه خودشو جا بده
فیلم متوسطی بود در رده پایین تر از قسمت اولش،اون سورپرایز های قسمت 1 رو به دلیل تکراری بودن تم موضوع  وشناخت خصوصیت های اخلاقی شخصیت های داستان نمیشد توش مشاهده کرد 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..

فیلم شلاق

شاید اگه در یک کلام بخوام این فیلم رو توضیح بدهم {زیر رقص شلاق خواستن رو تصویر کن }

این فیلم حیرت انگیز بود . فیلمی در مورد ارزو داشتن. فیلمی در مورد تحقق یک رویا ولی به دور از خیال پردازی های هالیودی . فیلمی در مورد سختی های یک خواستن واقعی و تحمل تمام سختی ها با عشقی که به اون کار دارید .فیلمی درمورد فدا کردن خواسته های دیگه برای تحقق یک رویا. بها دادن به یه کار در قبال امید به گرفتن یک پاداش. که شاید شما همش دنبال این هستید که بالاخره تو کدوم قسمت این پاداش نهاییی پوشیده شده وگاهی با  بغض شخصیت اصلی  در داستان شما شروع به اشک ریختن میکنید

 بریم سراغ فیلم :

فیلم در مورد جوانی 19 ساله  به اسم دیمن است. که  نوازنده درام است . وخیلی کم رو وخجالتی واین رومیشه تو رابطش با دوست دخترش(نیکول) مشاهده کرد . مادرش تو کودکی ترکشون کرده و پدر ش یه رمانویس شکست خورده تو این کسب وکار است .من تو این فیلم احساس کردم که از این که یکی مثل پدرش بشه میترسه . به هرحال از شرح حال دیمن که بگذریم اون نوازنده ذوم تو گروه مدرسه موسیقی.است که خب توسط فلچر .استاد سخت گیری که گویا همه ارزو بودن تو تیمش رو  دارن انتخاب میشه.واز اینجا شروع میشه داستان .فلچر یه شخصیت عصبانی و به شدت پرخاشگر داره وحتی از انداختن طبل های درام به سمت  دیمن هیچ هراسی نداره . مرد میان سالی با هیکل عضلانی که دست به هرکاری میزنه حتی تخریب شخصیت که بیش ترین بازده رو از کار اموزهاش بگیره.وفکر میکنم نظام مغزی این استاد به این ترتیب شکل گرفته که انسان در حداکثر فشار وسختی  شکوفا میشه وخب هیچ وقت به این قسمت توجه نمی کنه که ممکنه با وارد کردن این حجم از فشار اسیب های جدی به اشخاص وارد کنه وشایدم اصلا براش مهم نباشه  اون فقط دنبال یه ستاره میگرده ویا پیدا میکنه ویا اونقدر شدید زمینشون میزنه که دیگه محال ازجاشون دوباره بتونن پابشن. در واقع این فیلم یه پیام رو تا لحظه اخر به شما القا میکنه یا هم چون ستاره بدرخش یا بکش کنار .حد وسط معنا نداره. البته این پیام فیلچر بود تو این فیلم که به دانشجوهاش میداد.صحنه هایی از فیلم شمارو  سر جاتون میخ کوب میکنه .از تا درحدد جنون تمرین کردن دیمن گرفته تا جایی که خون از دستاش جاری میشه و روی طبل ها ی درام میچکه واین مفهوم رو به زیبایی تواین قسمت میشه مشاده کرد (نابرده رنج گنج میسر نمی شود) یا تکه دیگه ای از داستان که چوب های درام رو تو ماشین جا میزاره و فلچر فقط 5 دقیقه بهش وقت میده که چوب هارو از توماشین بیاره وتو اجرا حضور داشته باشه وگرنه جاشو از دست میده و تصادفی که تو این راه میکنه وبا صورت خونی ودست اسیب دیده میاد سر اجرا .نقطه ای که شما حتی فکرش هم نمی کنید که بره سر اون اجرا  ودر اون زمان که دارید تحسینش میکنید یک باره شکه میشید .میره ولی چون دستش اسیب دیده چوب درام ازدستش پایین میوفته و فلچر اخراجش میکنه!!تو این سکانس به احتمال بالا بغض دیمن اشک رو به چشم شما میاره .  وبعد با خودتون میگید با تموم این جون کندن ها شکست خورد !واین حقش نبود!

واما تیکه اخر فیلم فوق العاده بود. در صحنه اخر دیمن حضور پیدا میکنه  برای بزرگ ترین و در واقع اخرین شانس زندگیش  برای مطرح شدن در این حرفه . ودر موقعیت شکست دوباره ای  قرار میگیره ولی این بار انتخاب میکنه مغلوب نباشه . این بار تو چشماش هیچ ترسی از فیلچر نمی بینید . این بار چون هیچی واقعا برای ازدست دادن نداره فکر میکنم با تمام قدرت میزنه فقط برای خودش. برای تمام رنج هایی که تو کل این مسیر کشیده وفکر میکنم تنها برای قانع کردن خودش میزنه ودر اخرین اجرا تمپو بالاخره به 215 میرسه و اون حس پیدا کردن ستاره رو تو چشمای فیلچر میشه حس کرد . انگار چشماش دارن میخندن و دوربین لبخندش رو نشون نمیده ولی اون خطی که از خنده اطراف چشماش ایجاد شده واون حس رضایت که بالاخره  چیزی که منتظرش بود خودشو نشون داد تو سکانس اخر فیلم میشه دید


به دور از فیلم خودم یاد یه سری از خاطرات افتادم. مثلا تو یه دوره میخواستم برم سر کلاس عربی . وخب اون دبیر عربی به شدت سخت گیر بود وحتی تخته پاک کن رو گاهی پرتاپ میکرد  به سمت ماو من به شخصه به عنوان یک دانش اموز میترسیدم سوالی ازش بپرسم. ومثل این فیلم که القاب خیلی بدی رو به کار میبرد. متاسفانه اونم به اون شکل بود البته خفیف تر . من دو جلسه بیشتر دوم نیاوردم چون عملا استرسی که بهم وارد میشد خیلی بیشتر از ارزشی بود که برای بودن سرکلاس و یاد گرفتن داشتم متحمل میشدم.

خیلیا تو کلاس همین دبیر عربی .درصد 100 رو به دست اوردن

یه عده گفتن درنهایت بیش ترین اهمیت رو به دانش اموز میداد . به همین علت هم حرص میخورد

وخیلیا ها با دیدن این فرد ازعربی زده شدن

ویه عده هم مثل من فرار کردن

نتیجه خاصی نمی تونم بگیرم .جز اینکه روش هجوم اورنده ای که برای عده خاصی از افراد اثر میکنه وبه قول معروف:چیزی که نکشت به احتمال بالا قوی ترت  میکنه! وگاهی درخشنده ترت میکنه هم چون الماس

کل پیام این فیلم همین بود:نابرده رنج دوستان گنج میسر نمیشود وچیزی به اسم استعداد مادر زادی وجود نداره

این خاطره هم خیلی دوست دارم : تو ازمون رانندگی عملیش رد شدم بار اول چنان خورد تو ذوقم چون 50تا پارک حداقل تمرین کرده بودم . بار دوم تو کل هفته  روزی حداقل 20تا پارک دوبل کردم تقریبا 140 تا و بازم رد شدم این بار یه فصل نشستم اخرشب برای خودم گریه کردم به پوست دستم نگاه میکردم.چون تابستونم بود زمانی که  رفتم گواهینامه بگیرم تمام  پوست دستم سوخته بود واین سوال تو ذهنم به وجود اومد پس چقدر تمرین کنم . چرا نتیجه نمیده.  بار سوم بازم نا امید نشدم .ومثل قبل تمرین کردم  تمام اون هفته مشغول پارک کردن بودم.شیرین ترین قبول شدنی بود که توعمرم تجربه کردم لذتی که از به دست اوردنش نصیبم شد  حاضرم قسم بخورم  خیلی بیشتر بود از کسایی که با اولین بار به دستش اوردن. وشاید خود همین  برای من  یه پاداش بود

با اولین شکست عقب نکشید . تواین فیلمم این پیام رو میشه دید

 


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
katayoon ..