۹ مطلب با موضوع «فیلم ها» ثبت شده است

به وقت شام

پدر و پسری که گیره داعشمیفتن .برحسب اون تعریفی که شنیدم انتظار بیشتری داشتم. به نظرم موضوع داعش به خودی خود جذاب هست .ولی اینکه فیلم نامه رو چه جور بنویسی که بیننده رو تا آخر ش میخ کوب کنی خیلی مهمه. فیلم نامه ضعیف بود . قسمت آخر فیلم خیلی مسخره تموم شد .یه تیکه از فیلم قرار بود سرشون رو بزنن . ولی در ادامه فیلم شما میفهمید که این نمایش تبلیغاتی داعش بوده و سرکسی زده نمیشه . واین در حالی که در قسمت قبل یه داعش ریش قرمزی سرشیخ رو به صورت واقعی قطع میکنه .من با باوری که یهو تو شخصیت اصلی شکل میگیره مشگل دارم .به نظرم بستر خوبی برای نشون دادن تحولش در طول فیلم آماده نشده بود .که بخواد تو تیکه آخر  فداکاری کنه یا نقش قهرمان رو به خودش بگیره.یه نکته دیگه ای هم که وجود داره تو فیلمایی که یهو رمبو  یا آرنولد رو از توش میان  درمیارن که ترتیب همه روبدن:). در  شما از قبل یه تصویرذهنی مناسب از شون درست کردن. ولی تو این جور فیلمی که تو بیشتر از نصفش شخصیت اصلی یه حالت مغلوب و شکست خورده داره .در عین حال داعش خیلی قدرتمند تر نشون داده شده آدم توقع نداشت دقیقا صحنه انتهایی به طرز مضحکی جایگاه این دوتا عوض بشه و  داعشی ها یه تصمیم مسخره بگیرن که اون همه اسیر رو بدون تدبیر لازم اون بالا بفرستن فقط به این خاطر که آخرش اون جور  که نویسنده  دلش میخواد تموم بشه:)  . با شخصیت اون زنه هم که میخواست عملیات انتحاری کنه زیاد حال نکردم . زمان مناسبی نبود که بخواد آخر فیلم یه بیو گرافی از اونم اضافه کنه. فیلم بیشتر سعی کرده بود گزارش کاری از داعش بده .که تو این هدفش هم ناموفق بود .بیشترین ایرادی که میتونم بگیرم اینه که رو  شخصیت ها و رابطه های بینشون  به اندازه کافی  کار نکرده بود  .  از 10 نمره 3 میدم :)


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..

فیلم snatched(ربوده شده)

اگه می خواید با خیال راحت یه ساعتی بخندید این فیلم رو ازدست  ندید ،امیلی دختر 30 خورده ساله ای که بلیط غیر بازگشت سفر به اکوادور رو برای خودش و دوست پسرش تهیه کرده ولی وقتی رابطش بهم میخوره مجبور میشه با مادر وسواسی ومحافظه کارش بره سفر و جریاناتی که تو این سفر براشون پیش میاد واقعا خنده داره از ربوده شدنشون به وسیله محلی ها تا در آوردن کرم از حلقش  و آواره شدنشون  تو جنگل ....

فیلم نامه ای خوب که باعث میشه تا آخرش فیلم رو تماشا کنید و براتون بیشتر صحنه ها جالب وغیر تکراری  به نظر برسه 

علاوه بر اون پر از جملات خنده داری که بین شخصیت ها ردوبدل میشه وبازی ایمی شومر تو این فیلم  عالی بود )






۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
katayoon ..

فیلم رگ خواب*



فیلم در مورد مینا (لیلا حاتمی)که بعد از طلاقش ؛یه مدت اگه اشتباه نکنم به خونه خواهرش میره  واونجا دنبال کار میگرده، وتو یه رستوران بالاخره کار پیدا میکنه و کم کم عاشق کامران (کی روش تهامی)میشه


ولی چون یه مقدار بی دست وپاس تو بسته بندی همبرگر از رستوران میندازنش بیرون ، و بعد یه مدت  کامران میبرش به یه خونه درب وداغون که ازش به عنوان انبار استفاده میکنه  وکار بسته بندی همون پاکت هارو میده بهش  و از اونجا که از دست خواهرشم خسته شده میره تو همون خونه زندگی میکنه !!


تا آخر سر یه روز


 ،کامران وقتی رفتن بیرون  براش یه جمله ی عاشقانه رو ورق به فرانسوی مینویسه وبعد از این قضیه وقتی پشت فرمون نشستن زیر بارون توماشین بهش میگه :


_مینا 30 ثانیه وقت داری بگی منو دوست داری؟


وخب میناهم میگه آره


وبعد از اون کامران شبا خونه خرابه میخوابه:))))))!


دیگه عشقشون از این به بعد رو به سقوط میره 


وبه نظرم یه تیکه از فیلم واقعا غیر قابل پذیرش بود


وقتی سر یه موضوع ناراحت  میشه چمدونش رو میبنده و  میره دوباره خونه خواهرش ،و فقط بایه sms از طرف کامی ؛که یه مهمون میخوام برات بیارم دوباره راه میفته میره خونه ،خودش رو شیک میکنه ،لباس نو میخره  ،غذا درست میکنه وفکر میکنه  کامران قراره مامانش رو بیاره ،واقعا این تیکه از فیلم مسخره بود !


اون از اون چمدون بستنش/بعد یهو سکانس sms/بعد یهو  جهت گیری فکریش به سمت مامان کامران/بعد سبزی پلو درست کردنش/ بعدم لباس قرمز خریدنش؛))


اصلا مگه قطع رابطه نکردی؟


چه جور دوباره پاتو تو همون خونه گذاشتی؟


چیز دیگه که باعث شد خندم بگیره فاز مینا تو این فیلم بود تو هر 20 دقیقه دست کم 3 بار بغض میکرد 


بعد یهو کامی میگفت بخند ،که تغییر حالت میداد،


به پدر میناهم خیلی کم پرداخته شده بود،وآخرش یهو سبز شد ،


نگاه های گربه تو کادر فیلم خنده آور بود (نمی دونم نقطه ضعف بگیرم برای فیلمی که اصلا کمدی نیس یانه)


درکل فیلمی بود که سعی کرده بود ،با احساسات بیننده بازی کنه ولی از اونجا که مینا(لیلا حاتمی)یه مقدار جیغ و دادش تو بعضی از سکانس غیر طبیعی بود ،علاوه براون فراموش کردن رفتن پیش  باباش با یهsms یه تصوراتی رو تو ذهن شما به وجود میاره که ناخودآگاه خندتون میگیره 


مزیت دیدن فیلم فقط آهنگ همایون شجریان . تو خونتون گوش بدید :)



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..

مادر قلب اتمی

برخلاف اسمش که در ظاهر زیبا جلوه میکنه .فیلم بدون محتوایی بود .به قدری پرش به قسمت های دیگه ناگهانی و زمینه اش از پیش ساخته نشده بود که شما با خودتون  هر از گاهی میپرسید ید الان دقیقا چی شد؟

اول فیلمم که داستان 3جون در ماشین بود{ترانه علیدوستی و دوتا دوست دیگش}که با یه ماشین  دیگه تصادف میکنن و چون اون شب یارانه میدادن  برای  پرداخت جریمه نمی تونن به عابر بانک  مراجعه کنند. تا اینکه سروکله گلزار پیدا میشه و جریمشون رو میده  ودر عوض میخواد که  به محلی که قرار داره ببرنش . حالا قراره گلزار باکیه؟ با صدام حسین  .شرط میبندم تو خوابتون هم همچین فیلم تخیلی نمی تونید ببینید .مسخره ترین تیکه فیلم زمانی که وقتی  از دست گلزار فرار میکنن این 2تا دختر به جای اینکه خونشون برن میرن کیلیسا و شروع به نواختن پیانو نصف شب میکنن و یهو شما گلزار رو پشت سرشون میبینید .که از راه تله پاتی ردشون رو گرفته

آخرشم که باز نمی دونم نویسنده این فیلم نامه رو از کجا در آورده  گلزار بهشون میگه از یه در تو بزرگ راه وارد این دنیا شده که کلا 5تا در برای ارتباط دو تا دنیا هست

یکی در خیس ترین جای دنیا 

اونیکی در لیز ترین جای دنیا  و بهترین وبدترین جای دنیا . وماموربتش بردن صدام حسین  و یکی از این دختراس  {ذوست ترانه عیدوستی}که تواون دنیا پست مهمی داره  اما مرده و تو این دنیا هم ام اس داره. آخرشم  باز مسخره تموم میشه چون وقت  ندارن  مچبورن از رو دیوار بپرن پایین و وارد بشن به دنیای ذیگه  و سر این قضیه سنگ و کاغذ قیچی میکنن وهمین جور فیلمو ناتموم رها میشه بدون اینکه بفهمیم آخرش  چی شد

یا اینکه چه جور دوتاآدم بالغ چرت وپرت ها ی یه دیونه رو باور میکنن و حاضر میشن از یه ساختمون چند طبقه همین جور الکی بپرن؟ 

یه نظرم زحمت حتی یه بار خوندن فیلم نامه رو به خودشون ندادن. تویه قسمت فیلم گلزار میگه فقط کسی که تو یه طرف زندس  میتونه بره.  تو آخر فیلم هر 3 تا شون میخوان بپرن . تو قسمت دیگه صدای ادلف هتلر رو میشنویم  از ضبط ماشین خیلی بی ربط که ادعا میکنه سخنرانی خودشه. حدودا چندین و چند دفعه شخصیت های داستان در مورد توالت رفتن وعدم کنترل خودشون حرف میزنن.(واقعا نیاز به این همه تاکید نبود !!) به جز بعضی گفت وگو هایی که با کنایه  از حال  جامعه  در فیلم به کار رفته بود . هیچ نکته ای که بخواید برای دیدنش پول ووقتتون رو بزارید نداشت . من این فیلم رو اصلا پیشنهاد نمیکنم  چون به نظر من هیچ انسجام موضوعی نداشت وخیلی نا امید کننده بود .وخب بعضی هنر پیشه ها با بازی کردن تو این جور فیلما خودشون رو خراب میکنن. مثلا ترانه علیدوستی  یه بازی خوب تو نقش شهر زاد داشت  وخب اینجا قابل قیاس نبود !

یه سری از جمله های بانمک فیلم 

-پدر تو چیکارس اونوقت؟

+مافیای چوب بستنی

-مگه چوب بستنی هم مافیا داره 

+الان نون بربری هم مافیا داره چه برسه به چوب بستنی

------------------------------------------------------------------------------

-جواب سوال من رو بده

+چیه دنبال جواب کیلیدی میگردی؟

- عه .خوبه پس توهم بلدی  طرز استفاده از کیلید رو

-------------------------------------------------------------------------------

*اینا چرا این جوری میکنن؟{چرخ چرخ ماشین ها تو خیابون منظورشه}

-مرد ایرانی  هم تفریح نداره .نمی دونه خودش رو چه جور نشون بده . دیگه مجبور شده این ماشین رو بالا پایین کنه

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

البته من کاملا متن رو یادم نبود وممکنه بعضی جاها عین جملاتشون نباشه ولی منظورشون همین بود .به جز  یه سری مکالمه ها که بینشون رد و بدل شد فیلم واقعا هیچ مفهوم خاصی نداشت  و تا حدودی توهین به شعور مخاطب بود 




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..

جان ویک 2

من معمولا دلم میخواد درباره فیلم هایی صحبت کنم که یه سری نکات خوب وآموزشی هم میشه توش پیدا کرد . ولی این فیلمی که امشب میخوام معرفی کنم خب این قضیه توش  دیده نمیشه و برای بچه ها زیاد جالب نیس . اما در کل اکشن و پیشنهادش میکنم به کسایی که از این ژانر خوششون میاد

بریم  سرفیلم

مجموعه جان ویک  کلا  دو قسمتش تا الان ساخته شده و واقعا فیلم مهیجی هست .در مورد قاتلی  به اسم جان ویک هست که در سری اول .جان ویک که بعد فوت همسرش خودش رو بازنشسته کرده طی صدمه ای که به سگش تنها یادگارر همسرش میزنن اسلحه دستش میگیره ...

این فیلم خیلی قاتلا رو باکلاس نشون داده . انجمن و قوانینی که دارن هم خیلی جالبه مثلا هتلی که مخصوص قاتلاس هیچ کس حق نداره کسی رو تو این منطقه بکشه واگه این کار رو کنه خود انجمن حکم مرگش رو صادر کرده 

و دومین قانونی که یه قاتل هرگز نباید زیر پا بزاره اینه که وقتی برای کمک گرفتن از یه قاتل دیگه بهش نشون میده از اون پس دینی داره که اگه نخواد بپردازش دوباره انجمن برای سرش جایزه تعیین میکنه 

جان ویک که توقسمت اول برای کشتن بقیه به یه نفر نشون داد . به زور اون شخص  مجبور میشه که دوباره وبه زور اسلحه دست بگیره واول دینش رو ادا کنه وبعد ترتیب خود طرف رو بده....

من که خودم از دیدن این فیلم  لذت بردم واکش بود پر از لحظات هیجان انگیز وگاهی خشونت آمیز ولی درکل به نظرم ارزش دیدن داره

بعد شخصیت این قاتل یه مقدار اسطوره ای هم هست . طوری که اول فیلم در مورد این صحبت میشه که بایه مداد چند نفر رو به کشتن میده.توعکس های پایینم مشخص:)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
katayoon ..

نهنگ عنبر2

تو ژانر کمدی خوب بود،ولی توقع بیشتری داشتم ،نسبت به قسمت 1 از دید من ضعیف تر بود
موضوعش که دوباره حول محور مهنازافشار و عطاران بود،با این تفاوت که حالا داشتن ازدواج میکردن و تو راه جاده  ،خاطرات دوران جونیشون  به یادشون میومد ،که باز فضای  فیلم دوباره برمیگشت به همون دوران جنگ ،موسیقی مایکل جکسون،عشق ارژنگ وسر به هوایی  رویا داستان:-(
زیاد برای من موضوعش جذابیت نداشت .تکراری بود، در واقع ایده همون ایده قبلی سری اول بود
آخرین تیکه فیلم هم دوباره به این نکته اشاره میکنه که  باید بیخیال کسی شد که با یه نگاه  ازدستت میپره :)))
بازی ویشکا آسایشم به نظرم خیلی خوب بود،من کلا از زمانی که فیلم ورود آقایان ممنوع رو دیدم ،فهمیدم تو این جور نقش ها خوب میتونه خودشو جا بده
فیلم متوسطی بود در رده پایین تر از قسمت اولش،اون سورپرایز های قسمت 1 رو به دلیل تکراری بودن تم موضوع  وشناخت خصوصیت های اخلاقی شخصیت های داستان نمیشد توش مشاهده کرد 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..

فیلم شلاق

شاید اگه در یک کلام بخوام این فیلم رو توضیح بدهم {زیر رقص شلاق خواستن رو تصویر کن }

این فیلم حیرت انگیز بود . فیلمی در مورد ارزو داشتن. فیلمی در مورد تحقق یک رویا ولی به دور از خیال پردازی های هالیودی . فیلمی در مورد سختی های یک خواستن واقعی و تحمل تمام سختی ها با عشقی که به اون کار دارید .فیلمی درمورد فدا کردن خواسته های دیگه برای تحقق یک رویا. بها دادن به یه کار در قبال امید به گرفتن یک پاداش. که شاید شما همش دنبال این هستید که بالاخره تو کدوم قسمت این پاداش نهاییی پوشیده شده وگاهی با  بغض شخصیت اصلی  در داستان شما شروع به اشک ریختن میکنید

 بریم سراغ فیلم :

فیلم در مورد جوانی 19 ساله  به اسم دیمن است. که  نوازنده درام است . وخیلی کم رو وخجالتی واین رومیشه تو رابطش با دوست دخترش(نیکول) مشاهده کرد . مادرش تو کودکی ترکشون کرده و پدر ش یه رمانویس شکست خورده تو این کسب وکار است .من تو این فیلم احساس کردم که از این که یکی مثل پدرش بشه میترسه . به هرحال از شرح حال دیمن که بگذریم اون نوازنده ذوم تو گروه مدرسه موسیقی.است که خب توسط فلچر .استاد سخت گیری که گویا همه ارزو بودن تو تیمش رو  دارن انتخاب میشه.واز اینجا شروع میشه داستان .فلچر یه شخصیت عصبانی و به شدت پرخاشگر داره وحتی از انداختن طبل های درام به سمت  دیمن هیچ هراسی نداره . مرد میان سالی با هیکل عضلانی که دست به هرکاری میزنه حتی تخریب شخصیت که بیش ترین بازده رو از کار اموزهاش بگیره.وفکر میکنم نظام مغزی این استاد به این ترتیب شکل گرفته که انسان در حداکثر فشار وسختی  شکوفا میشه وخب هیچ وقت به این قسمت توجه نمی کنه که ممکنه با وارد کردن این حجم از فشار اسیب های جدی به اشخاص وارد کنه وشایدم اصلا براش مهم نباشه  اون فقط دنبال یه ستاره میگرده ویا پیدا میکنه ویا اونقدر شدید زمینشون میزنه که دیگه محال ازجاشون دوباره بتونن پابشن. در واقع این فیلم یه پیام رو تا لحظه اخر به شما القا میکنه یا هم چون ستاره بدرخش یا بکش کنار .حد وسط معنا نداره. البته این پیام فیلچر بود تو این فیلم که به دانشجوهاش میداد.صحنه هایی از فیلم شمارو  سر جاتون میخ کوب میکنه .از تا درحدد جنون تمرین کردن دیمن گرفته تا جایی که خون از دستاش جاری میشه و روی طبل ها ی درام میچکه واین مفهوم رو به زیبایی تواین قسمت میشه مشاده کرد (نابرده رنج گنج میسر نمی شود) یا تکه دیگه ای از داستان که چوب های درام رو تو ماشین جا میزاره و فلچر فقط 5 دقیقه بهش وقت میده که چوب هارو از توماشین بیاره وتو اجرا حضور داشته باشه وگرنه جاشو از دست میده و تصادفی که تو این راه میکنه وبا صورت خونی ودست اسیب دیده میاد سر اجرا .نقطه ای که شما حتی فکرش هم نمی کنید که بره سر اون اجرا  ودر اون زمان که دارید تحسینش میکنید یک باره شکه میشید .میره ولی چون دستش اسیب دیده چوب درام ازدستش پایین میوفته و فلچر اخراجش میکنه!!تو این سکانس به احتمال بالا بغض دیمن اشک رو به چشم شما میاره .  وبعد با خودتون میگید با تموم این جون کندن ها شکست خورد !واین حقش نبود!

واما تیکه اخر فیلم فوق العاده بود. در صحنه اخر دیمن حضور پیدا میکنه  برای بزرگ ترین و در واقع اخرین شانس زندگیش  برای مطرح شدن در این حرفه . ودر موقعیت شکست دوباره ای  قرار میگیره ولی این بار انتخاب میکنه مغلوب نباشه . این بار تو چشماش هیچ ترسی از فیلچر نمی بینید . این بار چون هیچی واقعا برای ازدست دادن نداره فکر میکنم با تمام قدرت میزنه فقط برای خودش. برای تمام رنج هایی که تو کل این مسیر کشیده وفکر میکنم تنها برای قانع کردن خودش میزنه ودر اخرین اجرا تمپو بالاخره به 215 میرسه و اون حس پیدا کردن ستاره رو تو چشمای فیلچر میشه حس کرد . انگار چشماش دارن میخندن و دوربین لبخندش رو نشون نمیده ولی اون خطی که از خنده اطراف چشماش ایجاد شده واون حس رضایت که بالاخره  چیزی که منتظرش بود خودشو نشون داد تو سکانس اخر فیلم میشه دید


به دور از فیلم خودم یاد یه سری از خاطرات افتادم. مثلا تو یه دوره میخواستم برم سر کلاس عربی . وخب اون دبیر عربی به شدت سخت گیر بود وحتی تخته پاک کن رو گاهی پرتاپ میکرد  به سمت ماو من به شخصه به عنوان یک دانش اموز میترسیدم سوالی ازش بپرسم. ومثل این فیلم که القاب خیلی بدی رو به کار میبرد. متاسفانه اونم به اون شکل بود البته خفیف تر . من دو جلسه بیشتر دوم نیاوردم چون عملا استرسی که بهم وارد میشد خیلی بیشتر از ارزشی بود که برای بودن سرکلاس و یاد گرفتن داشتم متحمل میشدم.

خیلیا تو کلاس همین دبیر عربی .درصد 100 رو به دست اوردن

یه عده گفتن درنهایت بیش ترین اهمیت رو به دانش اموز میداد . به همین علت هم حرص میخورد

وخیلیا ها با دیدن این فرد ازعربی زده شدن

ویه عده هم مثل من فرار کردن

نتیجه خاصی نمی تونم بگیرم .جز اینکه روش هجوم اورنده ای که برای عده خاصی از افراد اثر میکنه وبه قول معروف:چیزی که نکشت به احتمال بالا قوی ترت  میکنه! وگاهی درخشنده ترت میکنه هم چون الماس

کل پیام این فیلم همین بود:نابرده رنج دوستان گنج میسر نمیشود وچیزی به اسم استعداد مادر زادی وجود نداره

این خاطره هم خیلی دوست دارم : تو ازمون رانندگی عملیش رد شدم بار اول چنان خورد تو ذوقم چون 50تا پارک حداقل تمرین کرده بودم . بار دوم تو کل هفته  روزی حداقل 20تا پارک دوبل کردم تقریبا 140 تا و بازم رد شدم این بار یه فصل نشستم اخرشب برای خودم گریه کردم به پوست دستم نگاه میکردم.چون تابستونم بود زمانی که  رفتم گواهینامه بگیرم تمام  پوست دستم سوخته بود واین سوال تو ذهنم به وجود اومد پس چقدر تمرین کنم . چرا نتیجه نمیده.  بار سوم بازم نا امید نشدم .ومثل قبل تمرین کردم  تمام اون هفته مشغول پارک کردن بودم.شیرین ترین قبول شدنی بود که توعمرم تجربه کردم لذتی که از به دست اوردنش نصیبم شد  حاضرم قسم بخورم  خیلی بیشتر بود از کسایی که با اولین بار به دستش اوردن. وشاید خود همین  برای من  یه پاداش بود

با اولین شکست عقب نکشید . تواین فیلمم این پیام رو میشه دید

 


۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
katayoon ..

زیبایی موازی

فیلم خوبی بود 
البته من وقتی پیش پرده شو چند وقت پیش دیدم توقع بیشتری داشتم ،ولی در کل راضی کننده بود وبه خودم نگفتم حیف وقت که براش گذاشتم
جریان فیلم درمورد مردی که 2 سال از فوت دختر 6 سالش میگذره ،وبرای سه چیز نامه مینویسه ،مرگ  _عشق_زمان  وتوصندوق پست میندازه ونسبت بهشون یه حالت طلب کارانه داره ،طی اتفاقی که می افته این 3 چیز در قالب انسان در کنارش ظاهر میشن وباهاش صحبت میکنن و....
من کلا دو تا نکته جالب تو این فیلم دیدم
1:همون زیبایی موازی ،شما وقتی چیزی رو از دست میدی ممکن نتونی به زیبایی های اطرافت که در حال گذر ازشما هستند توجه کنید وخب تو هر اتفاق درد ناکی  که برامون میفته نباید چشمامون رو به روی خیلی چیزا ببندیم 
2:از نظر روان شناسی وقتی یه شوک عصبی به آدم وارد میشه برخی خاطرات رو فراموش میکنه یا انکار میکنه وخب اینکه شخصیت اصلی مدام داشت اسم دخترش رو انکار میکرد با خاطراتی که قبلا اتفاق افتاده بود یا حتی ازدواجی که کرده بود ،برای اینکه فقط به خودش دروغ بگه اینجور چیزی اتفاق نیفتاده خیلی  برام جالب بود
احساس میکنم خیلی سعی شده بود فیلم داستانش تا آخر لو نره (برعکس فیلمای ایرانی که اگه داستانیم داشته باشه همون دیقه اول شما کل داستانو حدس میزنید)
 واینکه به نظرم بازی همشون  مخصوصا ویل اسمیت خیلی خوب بود ولی رو نقش عشق و شاید کلماتی که میتونس ابراز کنه بیشتر باید کار میکردن
بیشتر که فکر میکنم این فیلم یه مفهوم دیگه هم میخواست برسونه ،اینکه زندگی مثل یه بازی تئاتر بزرگ میمونه  که همه داریم توش بازی میکنیم اونم در نقش های مختلف  وگاهی خود واقعیمون رو تو این همه نقش بازی کردنا فراموش میکنیم  وتفاوت واقعیت تا خیال  فقط یک قدم یشتر نیس





 
 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..

split(شکافته)

 

اولین فیلمی که تو وبلاگم در موردش مینویسم ؛)

شکافته یا همون (split)داستان جالبی رو حکایت میکنه

داستان در مورد مردی که 23 شخصیت داره ،وازمیان این 23 تا شخصیتی که داره به کمک روان شناس خودش  فقط یک شخصیتش مثلا تو روشنایی (همون در معرض دید عموم قرارگرفتن)هست که اسمش کوین،ولی طی دسیسه ای که شخصیت های دیگه اش برعلیه خود کوین انجام میدن ،باعث میشن کوین به کنج رانده بشه وبه جاش یه شخصیت حمایت گر دیگه اش که اسمش دنیس قدرت  رو به دست بگیره ،و اقدام به دزدیدن 3 تا دختر نوجون بکنه خلاصه وقتی این 3 تا رو میدزده بقیه شخیت ها از  هیولایی خبر میدن که به همه آسیب میزنه  واون در واقع شخصیت 24 کوین هست که  واقعا طی تلقین هایی که به خودش کرده  از نظر هیکلی هم تغییرات فاحشی با اون 23 تای قبلی داره وخون خواره  واعتقاد داره  افرادی که رنج نکشیدن یا سختی نکشیدن باید از میان برداشته شن ازجمله اون 3تا دختر که دزدیده

من با تیکه آخر فیلم  خیلی حال کردم ،یکی از این دخترا مورد سواستفاده جنسی عموش از کودکی تا همین 17 سالگی قرار گرفته بود وتو سکانس آخر که میخواد بهش حمله کنه  یه لبخند تلخی به دختر میزنه وقتی جای زخم هایی که خودش رو بدنش ایجاد کرده رو میبینه وبهش میگه: تو از بقیه متفاوتی ،تو قلبت پاکه وشکست خورده ها بیشتر از بقیه شکوفا میشن ومیزاره میره  بدون اینکه بکشش

##تفسیر من؛)

شاید از خودتون بپرسید این فیلم چه چیز جذاب یا روان شناختی یا آموزنده ای داشت؟

اول اینکه یه تیکه از فیلم روان شناس همین مرد با یکی از دوستاش صحبت میکرد وبهش میگفت چرا به این اشخاص به دید یک بیمار نگاه میکنی ،در صورتی که  اینا کسانی هستند که میتونن در عین حال که به یه شخص جدیدی تبدیل میشن از نظر شیمایی هم در خودشون تغییراتی به وجود بیارن که اگه از دور نگاه کنی یه ویژگی ابرانسانی ،به نظر میرسه اینکه بتوتی چندین نفرو تو خودت داشته باشی به خودی خود جالبه ،یا یه سکانس دیگه یکی از شخصیت های این مرد به دیابت نوع 1 مبتلا بود و انسولین میزد در صورتی که بقیه شخصیت ها این بیماری رو نداشتن ،یا یه داستان در مورد زن کوری تو فیلم مطرح شد که بقیه شخصیت هاش توانایی دیدن داشت

نتیجه من:چون در مورد بیماری چند شخصیتی به صورت علمی تحقیق نکردم  نظر حرفه ای نمی تونم بدم ولی در هرحال  اگه واقعا هر شخصیت از نظر ای کیو .قوه تفکر و مقدار قدرت بدنی ویژگی متفاوت داشته باشه  به نظرم حتی اگه بخوایم قوه تخیلمون هم به کار بندازیم  که من خودم انداختم؛) آدم احساس میکنه واقعا نمیشه دیگه به دید یک نفر بهش نگاه کرد وهمین فراتر از یک نفر بودن خودش به خودی خود فکرمو مشغول کرده

یه مسعله دیگه ای هم که وجود داره ،آیا چیزی که شما مشاهده میکنید واقعیت یا وجود داره ؟

من خیلی از معنای این جمله خوشم میاد که میگه (دو موجود فرضی رو تصور کنید که هردو از پنجره ای به نور خورشید نگاه میکنن ،رنگ پنجره یکی از این موجودات قرمز ،برای همین نور خورشید رو قرمز میبینه و رنگ پنجره اون یکی آبی و نور خورشید در نظرش آبی ،حال آنکه نور خورشید نه آبی ونه قرمز بلکه سفید وتو منشور به چندین طیف رنگی میشه تقسیمش کرد،)

فقط از بیان کردن جمله بالا یه چیزو میخواستم بگم:(از کجا معلوم اشخاصی که ما به اسم اسکیزوفرنی میشناسیم  واقعا اطرافشون یه سری پدیده ها رو نمی بین؟

یا یه فرد چند شخصیتی فراتر از چیزی که ما فکر میکنیم؟

حقیقت اینه بیشتر ما فعلا از یه پنجره به حقایق دنیا و بیماری های پیرامونمون نگاه میکنیم  وبا چشم خودمون  حقیقت رو میبینیم در صورتی که ممکن تفاوت فاحشی با اصل قضیه وجود داشته باشه که ما ازش آگاهی نداریم ...

نتیجه دوم:به نظرم  تفاوت ها ،طرد شدن ها ،آخرش یه جا نشتی میده مثلا همین  شخص از کودکی مورد آزار جنسی قرار گرفت وهمین  زمینه ساز چندشخصیتی شدنش شد(اولین ضربه) ،ووقتیم چند شخصیتی شد اون هیولا رو جز اون شخصیت هاش کرد که ازش حمایت کنه  در برابر جامعه وباور مردمی که بهش  به عنوان یه بیمار نگاه میکردن   ،از کودکی تا بزرگ سالی ونه کسی که متفاوت است (دومین ضربه) ، و باخودش گفت  دیگه مغلوب نمیشم  ولازم نیس پنهان بشم چون اکثریت قبولم ندارن وتو تیکه آخر فیلمم دختری که زنده بود همین حس توش به وجود اومد وتصمیم گرفت  کاری که باهاش کردن بعد سال ها بگه(همون قضیه  مقاومت در برابر مغلوب شدن ومورد پذیرش قرار گرفتن) ...

در کل فیلم مثلا ژانرش ترسناک بود ولی به جز دوتا فکری  که درمن به وجود آورد من زیاد نترسوند:)))

یه اعترافی هم میخواستم بکنم ،من اگه میدونستم  فیلم نامه نویس  این کار ،همون کسی که ملاقات رو نوشته شاید اصلا  فیلمشو نمی دیدم ،ولی خب خوب بود با ملاقات قضاوتش نکردم؛))


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
katayoon ..